سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
677
تاريخ ايران ( فارسى )
و عهد صلح بدين شرط بسته شد كه اولا طرفين آنچه خاك و اسير از همديگر گرفتهاند پس بدهند . از جملهء شرايط يكى تسليم كردن صليب حقيقى بوده است . رد كردن صليب در تاريخ 629 ميلادى باعث شد كه در روم شرقى جشنها گرفتند . خود هرقل به بيت المقدس رفته در ميان هلهله و شادى آن را برده در مزار مقدس گذاشت . در همين اوان يك دسته از اعراب داخلهء عربستان به دستهء از اعراب هرقل كه در سمت شرقى رودخانهء جردن مسكن داشتند حمله بردند . محتمل است اين واقعه در آنوقت چندان مهم به نظر نميآمد ، اما يك پيشآمد يا فال خيلى ميشومى بود ، چه آن اول حملهايست كه اسلام به مسيحيت فاتح ولى خسته و فرسوده نموده است . كشتن تمام برادران خود و مرگ او 629 ميلادى قباد دوم پس از اين باصلاحات داخلى پرداخته عوارضى را كه خسرو پرويز از مردم ميگرفته است موقوف داشت . نيز زندانيان را آزاد كرد و نسبت به آنهائيكه ظلم و ستم شده بود تا آنجا كه ميتوانست مهربانى نمود ، ولى اين كارهاى نيك و رأفت و مهربانى كه از خود بروز داد چون ممكن است حمل به نيكنفسى او بشود لذا لازم ميدانيم اين حقيقت را هم اظهار داريم كه او تمام برادرانش را بقتل رسانيد ، خودش هم پس از چند ماهى از مرض طاعونى كه آنوقت در حدود شرق نزديك شيوع يافته بود درگذشت . غصب سلطنت از طرف شهر براز و مرك او 629 ميلادى ارتاگزرسس ( اردشير ) كه طفل هفت ساله بود خود را پادشاه بزرگ اعلام نمود . شاهنشاهى ايران كه بواسطهء جنگهاى طولانى با روم فرسوده و از كارافتاده و اينك با يگانه وارث نابالغى كه بر تخت است با مرگ دست بگريبان شده به آخرين دقايق حياتش نزديك ميشد . شهربراز كه در زمان قباد از اطاعت او سرپيچى كرده كشورهاى مفتوحه را بروميان مسترد نداشت و منتظر انتهاز فرصت بود حال موقع را مناسب دانسته در صدد تصاحب تاج و تخت برآمد . او با هرقل براى اينكه ويرا با خود